حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

143

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

پنجاه و چند سند است ( چون برخى از آنها به صراحت سمت فرستندهء نامه را دربر ندارد ) و با توجه به اينكه كل اسناد اين مجموعه 402 سند است بيش از 12 درصد مجموعه را گزارش‌ها و نامه‌هاى ميرزا محمد على خان تشكيل مىدهند : 2 - 5 - 2 - شيوهء گزارش‌نويسى كارپرداز بر خلاف ديگر كارگزاران جنوب كه بيشتر به كليات مىپردازند و هنگامى هم كه نظر به مسائل جزئى دارند اين مسائل كمتر مفيد فائده‌اند ، در گزارش‌هاى ميرزا محمد على خان جزئياتى مورد نظرند كه دربردارندهء معانى سياسى و نكته‌بينىهاى مربوط به روابط ما با ديگران و رقيبان خارجى ايران و عرضهء اطلاعات قابل اعتنا و استفاده‌اند . همانطور كه گفته شد ، صراحت در بيان نيز از اختصاصات گزارش‌ها و نامه‌هاى اوست ، وى مىنويسد : « اگرچه از اين كمترين عرض نمودن اين قبيل چيزها فضولى است ليكن در چيزى كه خدا نكرده نقص دولت در آن ضمن تصور مىشود ، خوددارى نمىتواند بكند » ( 65 ) 3 - 5 - 2 - گزارش‌هاى مربوط به امام مسقط ( * ) در نخستين گزارش مورخ سال 1266 ق . ( 1811 م . ) كه ميرزا محمد على خان شرح سفر خود را به سوى بمبئى مىدهد به اين نكته بسيار مهم اشاره دارد كه شيخ سعيد امام مسقط قريب به يك ماه است كه از زنگبار و سواحل به مسقط آمده است ، اما اين آمدن پس از يازده سال است ، يعنى در واقع در دورهء اين غيبت طولانى پسر ارشد وى صيد ثوينى در مسقط حكومت مىكرده است و امام اگر كاره‌اى از آن جهت است كه انگليس حامى اوست اما شخص وى جا و مقامى در مسقط ندارد . ( * ) كارپرداز هم‌چنين به نظر لطف و اظهار محبت و دوستى زياد از حد انگليس‌ها به امام مسقط اشاره مىكند و مىگويد كه در مقابل امام هم نسبت به انگليس‌ها در همين خط حركت مىكند . ( * ) هم‌چنين مىگويد كه از 12 عدد جهاز لنگر انداخته در مسقط 4 عدد تجارى و مال تجار است و هشت عدد جنگىاند و از آن خود امام‌اند . اين اطلاع‌رسانى از آن جهت معنىدار است كه در آن ايام و نيز سالهاى بعد حكومت مركزى ايران حتى يك كشتى جنگى نداشته است . ( * ) باليوزى كه از جانب انگليس در سواحل مىنشسته همراه صيد سعيد خان به مسقط آمده است و بعد هم قرار داشته‌اند با هم به زنگبار بروند . معناى اين رفتار معلوم است : امام و باليوز انگليس با اشارهء لندن همواره همراه يكديگرند ! ( * ) امام مسقط از كارپرداز براى پياده شدن از كشتى و رفتن به شهر دعوت مىكند اما كارپرداز دعوت امام مسقط را به سادگى نمىپذيرد و چند شرط مىگذارد . ( 11 ) « 1 » ( * ) شيخ سيف كه حاكم بندر عباسى بوده ، به مسقط آمده و در آنجا فوت كرده است صيد سعيد خان امام مسقط پسر بزرگ خود صيد ثوينى را به بندر عباسى مىفرستد و اموال شيخ را ضبط كرده و چند روزى در آنجا مانده و سپس به ميناب رفته است . كارپرداز مىنويسد : « اين قسم حركات جسورانه كه از مشار اليه صادر شده و بدون اذن و اجازه اولياى دولت علّيه داخل ملك ايران شده و تصرفات نمايد در اينجاها ركيك مىنمايد ( 16 ) ( * ) شايعاتى در خصوص حملهء امام مسقط به بوشهر منتشر شده بود ، به نظر كارپرداز تحريك انگليس‌ها در اين زمينه واضح است : « آنچه معلوم مىشود حضرات انگليس گفته‌اند تو يك دستى بيرون بياور و يك هاىوهوئى بكن آن وقت ما عباسى را به جزئى ماليات از امناى دولت علّيه به جهت تو مىگيريم » ( 17 ) ( * ) كارپرداز درعين‌حال معتقد بوده است كه به انحاء مختلف بايد امام مسقط را در اختيار داشت و بازيگرىهاى انگليس را خنثى كرد و كارى كرد كه امام خود را واقعا رعيت ايران و مسقط را جزئى از ايران بداند . در نتيجه به هنگام گفتگو با امام مسقط و در پاسخ به تقاضاى وى در خصوص واردات غله از ساحل به مسقط كه منع شده بود به امام مسقط مطالبى گفته است . كه گزارش آن را به شرح زير مىدهد : روز پيش كه با امام مسقط ملاقات شد امام از قدغن غله و گرانى مسقط شرحى داد . « كمترين در جواب به امام گفته بود كه دولت ابدمدت علّيه شما را از خدمت‌گذاران و جان‌نثاران صديق دانسته و مسقط را هم خارج از ممالك محروسه نمىداند و در اين غدقن مسقط داخل نيست . . . چون مسقط خارج از ممالك محروسه نيست ، لهذا ناخداها را فرستادم خدمت شما كه با اطلاع شما گندم به رعيت مسقط بفروشند . از اين عمل امام خيلى خشنود شد و پيشكارش را به جهت تشكر . . . به بغله فرستاد » ( * ) كارپرداز : اعراب را از همه اقوام خرده‌بين‌تر مىداند و در نتيجه توصيه مىكند : « مأمورى كه به مسقط مىفرستند از سفالكهء شيراز نباشد و مواجبش به قدر كفايت خرج يوميه بوده ، سر سال برسد كه در ميان اعراب خارجى كه از همه قوم بيشتر خرده بين هستند نقصى پديدار نشود » ( 65 ) ( * ) كارپرداز با توجه به اينكه مداخل امام مسقط از گمرك عباسى قابل توجه است براى گوشمالى و تنبيه وى پيشنهاد مىكند كه به تاجران ايرانى دستور داده شود تا مال التجاره خود را به جاى بندر عباسى از بندر لنگه به بمبئى بفرستند و به وكلاى خود در بمبئى هم بنويسند كه كالاهاى آن طرف را از طريق بندر لنگه به مقصد شهرهاى ايران ارسال كنند و كسانى كه به جهت حمل‌ونقل امور در عباسىاند به بندر لنگه بروند « در اين صورت مداخل عمدهء او كه از عمل گمرك است و بيش از چهل هزار تومان مىشود به كلى از دست امام بيرون مىرود و در نتيجه وجه اجاره را هم بايد از ديگر مداخل بپردازد و اين دو ضرر كه به وى مىرسد بيش از 56 هزار تومان مىشود . در مقابل بيش از

--> ( 1 ) . شرطها پيشتر يادآورى شده‌اند .